تبليغاتX
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

d.socialist@gmail.com

خصلت جهانی عام انقلاب سوسیالیستی

کارل مارکس و فردریش انگلس – از کتاب « مانیفست حزب کمونیست »

کوتاه شده … با تکامل بورژوازی، با آزادی بازرگانی، با پیدایش بازار جهانی و با یکسان شدن تولید صنعتی و شرایط زندگی ناشی از آن مرزبندیهای ملی و تناقضات میان خلقها بیش از پیش از میان می رود.
فرمانروایی پرولتاریا کار از میان رفتن این مرزبندیها و تناقضات را سریع تر خواهد کرد. تشریک مساعی پرولتاریا، دست کم در کشورهای متمدن، یکی از نخستین شرایط آزادی پرولتاریاست …
دسامبر ۱۸۴۷ – ژانویه ۱۸۴۸


کارل مارکس و فردریش انگلس – از « پیام کمیته مرکزی به اتحادیه کمونیست ها »

خرده بورژواهای دمکرات می خواهند انقلاب را هر چه زودتر به پایان برسانند … ولی منافع ما و وظایف ما آن است که انقلاب را پی در پی آنقدر ادامه دهیم تا زمانی که تمام طبقات کم و بیش دارا از فرمانروایی برکنار شوند و پرولتاریا قدرت دولتی را به دست آورد و جامعه پرولترها نه تنها در یک کشور، بلکه در تمام کشورهای فرمانروای جهان آنقدر پیشرفت کند که رقابت میان پرولترها را در این کشورها از میان ببرد و دست کم نیروهای مولده دارای اهمیت قاطع در دست پرولترها متمرکز شود. هدف ما ایجاد تغییرات در مالکیت خصوصی نیست، بلکه برانداختن آن است، ما خواستار لاپوشانی تضادهای طبقاتی نیستیم ، بلکه خواستار برانداختن طبقات هستیم ، ما نمی خواهیم جامعه موجود را بهبود دهیم ، بلکه می خواهیم جامعه نوین به پا داریم …
مارس سال ۱۸۵۰  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 11  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

پیش نویس مبانی اعتقادی یک کمونیست

فردریک انگلس

سوال یک: آیا شما یک کمونیست هستید؟

پاسخ: بله. 

سوال دو: هدف کمونیستها چیست؟

پاسخ: سازمان دان جامعه بصورتی که هر عضو آن بتواند در آزادی کامل تمام تواناییی ها و استعدادهای  خود را استفاده کند و گسترش بخشد بدون اینکه در این راه  شرایط پایه ای آن جامعه را زیر پا گذارد.

سوال سه: چگونه میخواهید به این هدف برسید؟

پاسخ: توسط  حذف مالکیت خصوصی و جایگزینی آن با  مالکیت اشتراکی.

سوال چهار: مالکیت اشتراکی [مورد نظر]  شما بر چه پایه ای قرار دارد؟

پاسخ: اولا، بر توده نیروهای مولده و وسائل معیشت که نتیجه توسعه صنعت، کشاورزی، تجارت و کلنی سازی است،  و بر امکاناتی که بکارگیری ماشین، شیمی و دیگر منابع با توسعه بی نهایت شان، در خود نهفته دارد.

ثانیا، بر این واقعیت که در  آگاهی یا احساس هر فرد اصول پایه ای معین و غیر قابل انکاری هست که محصول کل توسعه تاریخی است و نیازی به اثبات ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 10  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

خاوران پايان راه نيست

بسیاری از بچه ها این جا بود که می فهميدند، اعدام در انتظارشان است. آن هایی که از قبل حساب کارشان با رژیم روشن بود و می دانستند که زنده از زندان ها بیرون نمی روند، پی می بردند که دیگر آخر خط نزدیک شده است.
به آرامی وسایل شخصی را درون کیسه ها می نهادند و با هر کدام، خاطراتی برایشان زنده می شد که در سال های گذشته با همسر، فرزند و خانواده هایشان داشته اند. از این کار که فارغ می شدند، بالا و پایین سلول کوچک را چند بار قدم می زدند و کلمات وصیت نامه را که بارها و در دفعات مکرر در این سال های تلخ، در ذهن شان نوشته بودند، روی کاغذ می آوردند.
تمام حواس شان جمع آن بود که طوری بنویسند تا جلادان خط خطی و سیاهش نکنند و از لابلای کلمات مبهم و به ظاهر بی اهمیت و خصوصی، پیام آخرین شان را به عزیزان و مردم شان برسانند. قلم که به کاغذ آشنا می شد، تا انتها می رفت و با هر کلمه ای که نوشته می شدف یاد عزیزی که به او می نوشت، زنده می شد. اما نمی دانستند که این وصیت آخرین را هم به عزیزانشان نمی دهند.

ای اشک نیا
در چشم خانه بمان
در این لحظه های آخرین،
نازک دلم مکن
این چند ساعت را هم تاب بیارو

و کار نوشتنت که پایان می یافت، باز هم آرام قدم زدن آغاز می شد و اگر چیز تیزی در دسترس بود، نامی و کلامی هم به روی دیوار. بگذار تا دیگران هم بدانند که از اینجا کسی به قتلگاه روان شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 22  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

پاسداشت خاطره اعداميان در گلزار خونين خاوران


صبح امروز هشتم شهريور ماه سال 1387 خانواده ها ي اعداميان كشتار خونين سال 67 براي پاسداشت آرمان و بزرگداشت خاطره ي عزيزانشان در گلزار خاوران گرد هم آمدند. اين گردهمايي علي رغم تمام تلاش هايي كه نيروهاي امنيتي و انتظامي در چند روز گذشته براي جلوگيري از برگزاري اين مراسم ياد بود انجام داده بودند برگزار شد.


پليس جمهوري اسلامي و ماموران امنيتي از ساعات اوليه صبح امروز تمام راه هاي ورود به گلزار خاوران را مسدود و از رفتن خانواده ها و همه کسانی که قصد شرکت در مراسم بیستمین سال کشتار زندانیان سیاسی را داشتند، جلوگیری کردند. نيرو هاي انتظامي با حضور در منطقه خاور شهر، اصلي ترين راه ورود به گورستان را در ابتداي خيابان لبه زنك مسدود كرده و از هر گونه تردد به سوي گلزار جلو گيري كردند. همچنين در مسير اصلي اتوبان به فاصله هاي 100 متري اتومبيل هاي پليس مسقر بودند و منطقه توسط نيروهاي لباس شخصي تحت نظر بود. پليس ضد شورش چند اتومبيلي را كه قصد عبور داشتند متوقف كرده و بعد از كندن پلاك و بازداشت سرنشينان، اتومبيل ها را نيز تخريب كردند.

نيروها امنيتي با پي بردن به بي نتيجه بودن اقدامات خود براي جلوگيري از برگزاري مراسم، ساعاتي پس از اتمام مراسم و متفرق شدن شركت كنندگان شروع به تهديد هاي تلفني خانوادهاي قربانيان سال 67 كرده اند.

قابل ذكر است كه از بازداشت شده گان مراسم خبري در دست نيست، اين در حاليست كه آقايان محمد علي منصوري ، علي صارمي ، محسن نادري و ميثاق يزدان نژاد كه به اتهام شرکت در مراسم بزرگداشت اعداميان سال 67 در سال گذشته دستگير گرديده بودند پس از گذشت يکسال بلاتکليفي همچنان در زندان به سر مي برند.
+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 23  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

سوسیالیسم مال کجاست ؟

افشین شمس قهفرخی

بارها شنیده ام که سوسیالیسم و افکار سوسیالیستی به اینجا (ایران) تعلق ندارد- مال اینجا نیست و یا فرهنگ ما یک فرهنگ بومی ( ملی – مذهبی وسنتی ) است و با این اندیشه های "وارداتی" بیگانه است .

لحظه ای با خود اندیشیدم ما از چه چیزی صحبت می کنیم ؟ از یک کالا؟ از چیزی که در کارخانه تولید می کنیم یا در کارگاه می سازیم وسپس برای آن بازاریابی میکنیم و برایش پوستر و بروشور تبلیغاتی چاپ می کنیم یا فیلم ها و شوهای تبلیغاتی می سازیم؟ ان را صادر و وارد می نماییم وقیمت آن را بالا وپایین می آوریم؟

سخن بر سر این موضوع است که اندیشه ها وآرمان ها ی انسانی کالا نیستند . زیرا که از ذهن و اندیشه ی انسانی سرچشمه می گیرند و ذهن و اندیشه ی انسانی منعکس کننده ی روابط و مناسبات وتحولات مادی است . هر دوران تاریخی با مشخصه ها و ویژگی های مادی دوران خود اندیشه های خاص این دوران را هم به همراه دارد . به تبع عدالت جویی و برابری طلبی به مثابه بالا ترین و عالی ترین ذهنیت بشری در همه این دوران ها به چشم می خورد . سوسیالیسم مدون ترین و سازمان یافته ترین اندیشه ی طرفدار برابری و عدالت اجتماعی است . اما مبارزه برای برابری و ایجاد عدالت اجتماعی وسوسیالیسم سیر هزاران ساله ای دارد که من مختصرا به آن میپردازم:

در دورانی که شیوه ی تولید برده داری بر بخش های عمده جهان مسلط بود و حکمفرمایی می کرد و عدالت خواهی و برابری طلبی با پرچم انسان های مبارز و برابری طلبی چون "مزدک" و"اسپارتاکوس" خود را نشان داد . هر دو نفر متعلق به یک دوران تاریخی بودند اما در دو نقطه ی مختلف جهان زندگی می کردند . اولی به شرق تعلق دارد واز درون امپراطوری شاهنشاهی ایران بر می خیزد و دومی به غرب و از دل امپراطوری روم پرچم برابری را به اهتزاز در آورد . فرهنگ پارسی و هِلِنی با ویژگی های خاص خود با هم تفاوت های عمیق فراوانی دارند . اما علی رغم این تفاوت ها در خواسته ها (تئوری ها) و عملکرد اجتماعی (پراتیک) این دو انسان مبارز چند چیز مشترک به چشم می خورد که هیچ ربطی به فرهنگ و ملیت آنها ندارد . هر دو خواستار برابری اجتماعی برای همه ی انسانها هستند و به تفاوتهای طبقاتی باور ندارند . هر دو خواستار برابری زن و مرد هستند و سرانجام هر دو حکومت های موجود را نماینده ی اشرافیت طبقاتی می دانند . در یک کلام هر دو ( با توجه به ابتدایی بودن باور های عدالت جویانه در آن زمان) باور و اعتقاد به سوسیالیسمی ابتدایی دارند . ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 21  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

اعدام‌هاي جمعي سال 1367

  منبع: دانشجویان انقلابی کرمانشاه                                                     مقاله‌ای از یرواند آبراهامیان*

تفتيش عقايد در نخستين روز جمعه 28 تير ماه 67، رژيم اسلامي، بدون هيچ هشداري، ناگهان ارتباط زندانهاي اصلي را با دنياي خارج قطع کرد. درهاي زندان بسته شد، ملاقاتها و تماسهاي از پيش تعيين شده تلفني منتفي گرديد. ورود مطبوعات ممنوع اعلام شد، راديو و تلويزيون از سلولها خارج شد و از قبول نامه، بسته هاي ارسالي براي زندانيان و حتي داروهاي حياتي ممانعت بعمل آمد و از اجتماع خانواده هاي نگران زندانيان در برابر زندان ها بخصوص در کنار پارک تفريحي لونا پارک جنب زندان اوين، جلوگيري شد. افزون براين، دادگاههاي قانوني، تعطيلاتي اعلام نشده را آغاز کردند تا از پيگيري و جستجوي خانواده ها براي يافتن اطلاعي، پيشگيري بعمل آورند. برخي از خانواده هاي وحشت زده و با شتاب خود را براي يافتن آيت اله منتظري که هنوز قائم مقام رهبري بود، به قم رساندند.
زندانبانان نه تنها ارتباط زندانيان را با دنياي خارج که تماس آنان را با يکديگر و سلول هاي مجاور هم قطع کرده بودند. زندانيان در چهار ديواري سلولهاي خود محبوس بودند. محل هاي مشترک چون آموزشگاه ها، سالنهاي سخنراني (حسينيه ها)، بهداري و حياط جملگي به روي زندانيان بسته شدند. به نگهبانان و کارگران افغاني دستور داده شده بود تا از صحبت با زندانيان اکيدا خودداري کنند. اساسا زندانيان سياسي کاملا از زندانيان غير سياسي، مجاهدين از چپ گرايان، توابين از غير توابين، آنهائي که محکوميتهاي دراز مدت داشتند از محکوميتي با محکوميت هاي سبکتر جدا شده بودند. يکي از زندانيان با استفاده از استعداد خود يک راديو ابداع کرده بود تا از آنچه در جريان است سردرآورد، اما با شنيدن اخبار راديو متوجه شد که از خبرهاي زندان هيچ گزارشي مطرح نميشود. آنها به ظاهر سکوت مطلق اختيار کرده بودند. به اين ترتيب اقدامات خشونت آميز که تا آنزمان در تاريخ ايران به لحاظ محتوا، شکل وشدت بيسابقه بوده، آغاز گرديد. اين رويداد حتي از رخدادهاي سال 57 و جو ترور آن زمان هم فراتر ميرفت. پرده سکوت آنچنان کارآمد بود که حتي خبرنگاران غربي چيزي در اين باره نشنيدند و محافل آکادميک هم سخني از آن بميان نياوردند. هر چند آنها هنوز هم در اين باره حرفي نميزنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 11  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 اعدام دسته جمعي، سازمان یافته ترین شکل قتل عمد!ا

عدام سازمان یافته ترین شکل قتل عمد است که نماینده ي طبقات حاکم یعتی دولت، برای سرکوب تخطی کنان از نظم موجود بر اساس قانون و توسط پلیسی مرتکب می شود که سرتاپا تامین کننده منافع طبقات حاکم است. اعدام کارکردی جز سرکوب طبقات ندارد.

حکومت اسلامی در طول 30 سال حکومت خویش بیش از سي هزار نفر را اعدام کرده است که اکثر آنها زندانیان سیاسی بوده اند. تنها در مرداد و شهریور 67 بیش از پنج هزار نفر از مبارزین سیاسی در زندانهای رژیم اعدام شدند. پس از پایان جنگ و پذیرش قطع نامه و شکست شعارهای ایدئولوژیک نظام، رژیم که به شدت نگران شورشهای داخلی و اپوزوسیون چپ در زندانها بود دست به کشتار مبارزین سیاسی زد. اکنون نیز در پی خیزش جنبشهای اجتماعی کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان، قومیت ها و دیگر نیروهای مترقی و از دیگرسو بحران هسته ای و سیاست های جنگ طلبانه و آتش افروزانه حاکمیت که تحریم های پی در پی را ایجاد کرده، وضعیت وخیم اقتصادی، تورم و سهمیه بندیبنزین حاکمیت نیاز به سرکوب و ایجاد فضای پلیسی امنیتی پیدا کرده است به طوریکه در چند ماه گذشته شاهد اعدام های دسته جمعی و در ملاء عام بسیاری تحت عنوان مبارزه با "اراذل و اوباش" بوده ایم. بیشتر این افراد ساکن مناطقی حاشیه ای بودند که نارضایتی در آنجا از حد گذشته بود و حکومت قصد آن داشت هر چه سریع تر به هر بهانه ای آنها را کنترل کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 21  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

 

دادستان زنجان: بین دو متهم دانشگاه زنجان صیغه محرمیت جاری شده است

 

کمتر از یک ماه و نیم پس از واقعه زنجان و تلاش حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان برای تعرض به یک دختر دانشجو، دادستان زنجان روز گذشته در اظهارات خود با بیان اینکه "بین دو متهم دانشگاه زنجان صیغه محرمیت جاری شده است"(...)

 

 

کانون مدافعان حقوق بشر: جعل عناوینی مانند “اراذل و اوباش” برای اعدام افراد

 

 

وزیر علوم خبر داد: اسلامی شدن دانشگاه ها زیر نظر موسسه پژوهشی امام خمینی

خبرنامه امیرکبیر: زاهدی، وزیر علوم، در جمع اساتید بسیجی در مشهد به طرح های وزارت علوم برای اسلامی کردن دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: «در حال حاضر پژوهشکده های مختلفی همچون موسسه پژوهشی امام خمینی (ره) روی این مسئله کار می کند.»(...)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 10  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

در خط انسان به نام سوسياليسم

... تو معبود من و صاحب اختیار منی، بیامرز مرا. دوستان ما را و دشمنان ما را از ما دفع کن و از اذیت و آزار ما بازشان دار که تو بر همه چیز توانایی.

... واقعیت سیاسی مردم در شخص پیشوا نمایان می شود و اوست که بنیاد هر گونه حق و قانون و تنها آفریننده هستی سیاسی و اجتماعی است.

... آلمانی بودن و برخورداری از منش یک و همان است.

... دولت هم بخش یگانه کننده جامعه و هم غایت آن است .دولت غایتی است که افراد در خدمت به آن و هماهنگی با آن از حصار فردیت بیرون می ایند، تحول می یابند و به آزادی می رسند.

... در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما، پاینده باد خاک ایران ما.
.

طنین ای ایران و لرزه بر اندام، آه مخلوق دردمند و به تنگنا آمده رو به قبله نیاز، مشت گره کرده به سوی پیشوا در راه عظمت نژاد برتر، همه وهمه فریاد رفته هاست، فریاد جدا افتاده ها، فریاد من از غیر من در تقابل با من است.
در نهایت احساس در نتیجه تضاد این من خارجی به صورت ذهنی پرداخته شده و در نهایت احساس به صورت جلوه ای مادی حاکم بر من در تقابل با من قرار می گیرد و خرد می کند و بزرگ می شود و هر چه بیشتر بکشاند بیشتر بازیچه ای دارد. سویی از ترازو پایین می رود و در همان حال سوی دیگر ترازو بالا می آید.
از خود بیگانگی، جدا شدن ذهن از عین، در ارتباط با طبیعت و در نتیجه نیروی فهم و انفعالات* بخشی از خود به صورت ذهنی جدا شده و به صورت عینیت مادی خارج از من و در تقابل با من قرار می گیرد، جدا افتادن هویت از وجود، هر چه انسان بیشتر توان خود را به وجود خارجی منتقل کند پذیرندگی او بیشتر و کنایی او کمتر، بندگی او بیشتر و آزادگی او کمتر است.

منبع: دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 4 مرداد1387ساعت 10  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

به نام آزادي

پيرو فراخوان مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مبني بر برگزاري تجمعي مسالمت آميز در اعتراض به نقض حقوق بشر بالاخص اعتراض به حکم صادره براي فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر و درخواست از قوه قضائيه براي توقف و بازنگري در حکم صادره در مورد اين فعال مدني، مردم انسان دوست و صلح طلب از مناطق مختلفي چون سقز،بانه،قروه ،کامياران،دهگلان،مهاباد،مريوان،خرم آباد،بندرعباس،کرمانشاه و.. بصورت فردي و جمعي در محل تعيين شده يعني مقابل دادگستري شهر سنندج تجمع نمودند.
تجمع مذکور از ساعت ده صبح طبق اعلام با جمعيتي بالغ بر سصيد نفر از اقشار مختلف جامعه آغاز و تا ساعت ده و بيست دقيقه جمعيت به بيش از هزارنفر افزايش يافت ، در اين هنگام نيروهاي انتظامي و لباس شخصي در محدوده محل تجمع حاضر گرديدند . به دليل ماهيت مسالمت آميز تجمع ، رويکرد مجموعه و برخورد مناسب نيروي انتظامي و همچنين وساطتت تني از مسئولين براي پايان دادن به تجمع بطوري که تجمع مذکور بدون برخورد ، خشونت و تنش به پايان رسد ، با قرائت قطعنامه پاياني تجمع که در آن از قوه قضائيه و نمايندگان مجلس خواستار پاسخگويي و تجديد نظر در حکم فرزاد کمانگر شديم ، تجمع را ناچاراً به پايان برديم ، اين در حالي بود که حداقل جمعيت حاضر بيش از هزار نفر رسيد و به دليل فاصله هاي زماني و مکاني کماکان هزاران نفر از مردم نيز در راه بودند
.

ادامه همراه با عکسها....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 1  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

به نام ازادی

پيرو محکوم به اعدام شدن فرزاد کمانگر ، معلم دلسوز و فعال حقوق بشر در يک پروسه پرابهام قضايي و جريحه دار شدن افکار عمومي به خصوص در منطقه کردستان ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از تمامي اقشار اجتماع و آنانکه قلبشان براي صلح ،دوستي و آزادي ميتپد دعوت مي نمايد تا با شرکت در تجمع مسالمت آميز "روز شنبه مورخه 29/4/87 در شهر سنندج ، مقابل دادگستري استان کردستان واقع در ميدان بسيج راس ساعت 10 صبح " حمايت خود را از فرزاد کمانگر و نجات وي اعلام نمايند.اين تجمع مسالمت آميز پاسخي خواهد بود به حق زيستن و اعلام تعهدي دوباره به مسالمت جويي و مدنيت .
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از تمامي شرکت کنندگان درخواست مينمايد بر اساس مباني فکري خود با به همراه آوردن کتاب
قانون اساسي و يا همراه داشتن پرچم ايران ، مصونيتي از هرگونه سوءاستفاده از اين تجمع
را ايجاد نمايند . اين سمبلها درخواستي خواهد بود براي اجراي قانون در مورد فرزاد کمانگر که قطعاً اجراي آن باعث نجات و آزادي وي خواهد شد.

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران ، چهارشنبه، 26 تير ماه 1387 برابر با 16-07-2008

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 13  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

عفو و عذر تقصير از چه و به که ؟ نامه فرزاد کمانگر از زندان

تعريف دقيق جرم سياسي و پيرو آن زنداني سياسي در هيچ جاي قاموس حقوقي - کيفري جمهوري اسلامي مشخص نشده که به تابع آن در مظان هرگونه اتهام ناسره و نامربوط قراردادن شخصي که طبق استانداردهاي حقوقي معقول در جهان متهم سياسي به شمار مي آيد امري رايج باشد ، اساساً در جايي که بعضي ها خود را فراتر از قانون ميدانند ، بدون داشتن تحصيلات آکادميک حقوقي يا سياسي خود را بهترين و نادرترين سياستمداران و عالمان علم قضا به حساب مي آورند و عملکرد سياسي خود را نيز تنها آلترناتيو سياسي در زمان غيبت امام زمان (عج) دانسته و به طبع تمامي اقشار جامعه ايران را پيرو محض و مطيع سياستهاي خود پنداشته و نتيجتاً هيچ مسلک و شيوه سياسي را به رسميت نشناخته و بالاتر از آن براي بقيه آحاد ملت نيز مجاز و روا نميدانند . بنابراين جاي تعجب نيست که اين عده با فراق خاطر کامل کسي ديگر را به جز خود صاحب صلاحيت اظهار نظر در امور سياسي نداند مگر آنکه به تائيد يا تمجيد رياکارانه از آنها پرداخته و اظهار علني هيستريک حمايت خود را از سياستهاي رسمي اين طبقه دستمايه سوداي رسواي خويش قرار دهد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 20  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

" نشر بیدار "  یک کتابخانه بزرگ  چپ است که به طور منظم متونی  را در پهنه های گوناگون مجادلات مارکسیستها در جهان امروز تولید ، گردآوری و یا ترجمه می نماید و به رایگان در اختیار خوانندگان قرار می دهد . در این راستا  در این سایت و کتابخانه ، به نحو شایسته ای کوشش شده است تا نظر مارکسیستها از شاخه های گوناگون مورد پوشش قرار گیرد و نظرات شخصی اداره کنندگان مانعی بر سر این راه ایجاد نکرده است . در کنار ازدحام وبلاگها و سایتهای " سیاسی " ، نشر بیدار از موارد کم نظیر و نادری است که نشان داده است که حوصله و توان پرداختن به کارهای پایه ای تر را دارد و می تواند در یاری رساندن به پختگی نظری نسل جدید چپ در ایران نقش شایسته ای را ایفا کند . خوانندگان وبلاگ ما می توانند با مراجعه به این وب سایت از طیف وسیع متون موجود در آن به زبان فارسی بهره بگیرند .

www.nashrebidar.com

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 12  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

نامه فرزاد کمانگر، معلم و  فعال حقوق بشر محکوم به اعدام از زندان اوين

 

"نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود
هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه "خون ارغوانها"²در ذهنم تجلي دوباره يافت . خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهاي 209 و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان ، بوي خفقان و بيداد باشد .
چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 22  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

مسأله ی اعتیاد یک بمب و خمپاره‌ای است که تمام ساختار یک جامعه را از بین می برد .

اعتیاد می تواند به آرامی نسل علمی ، دانشگاه ها، نخبگان و جوانان و حتی کودکان بیچا ره را تحت تاثیر قرار دهد. به خصوص کودکان و جوانانی که اسیر دست فقر، بیکاری و تضاد طبقاتی می باشند. امروزه ، اعتیاد به مواد مخدر و ابتلای افراد به مواد افیونی از جمله معضلاتی است که بشر را در معرض خطر جدی قرار داده است . خطری که سبب تباهی، تیرگی و از هم پاشیده شدن بسیاری از خانواده ها ، به انحراف کشیده شدن نوجوانان و جوانان ، شیوع و گسترش بیما ریها ، از بین رفتن تدریجی سرما یه های ارزشمند و مرگ و میر فراوان است.

متأسفانه این بحران گیریبان گیر تمامی کشور های جهان شده است و می رود که به یک تهدید جهانی تبدیل گردد ، اگر بحث پیشگیری و مبارزه همگانی نشود و مسؤلین و خانواده ها و همه ی مردم آنطور که باید و شاید ، به این پدیده ه ی شوم حساسیتی به خرج ندهند ، بلای خانمانسوز و ویران کننده ی اعتیاد، آرام آرام و به تدریج نفوذ خواهد کرد ، به طوری که دیگر کنترلش سخت خواهد بود. اما پدر و مادر های بیچاره روزی چشم باز می کنند و می بینند فرزندانشان ، پاره های تنشان معتاد شده اند و از خودشان و از همه می پرسند چرا؟ چرا فرزند من؟ بلی اعتیاد بی خبر می آید ( بر اساس گزارش و خبری که گرفتم ) دختری رو به اسم پری پیدا کردم وقتی که

او را دیدم مواد مصرف می کرد و با چشمان گریان برای من درد دل می کرد می گفت: " اوایل متوجه نبودم که در چه دام مهلکی پاگذارده ام . دیر به منزل میرفتم و وقتی خونه میرفتم خلق و خوی خوبی نداشتم گاهی عصبانی و زمانی شاد می شدم . و مکرر از خانه پول می گرفتم تا اینکه مدرسه ، دوستان صمیمی ، و آشنایان را رها نمودم. تا آن موقع نفهمیدم چه فاجعه ی در حال روی دادن می باشد تا اینکه روز به روز هر چند به خودم میرسیدم اما رنگ چهره بخصوص لبهایم تیره شد و به ظاهر خود بی توجه شدم . بلآخره روزی مادرم من را در حالی که با زدن سرنگ در حالت آغما رفته بودم گوشه ی حیاط پیدا کرد . و من را به بیمارستان برد و آن وقت بود که فهمیدم در چه دام وحشت ناکی گرفتار شدم چند بار کمک کردند که ترک کنم اما ذره ذره جسمم را تباه کرد."

امروزه امار نشان می دهد که اعتیاد در کشور ایران به حد بحران رسیده که در این زمینه نیا زی به ارائه ی مدرک و سند جهت نشان دادن معضل نیست و هر کسی که در این حقیقت تردیدی دارد کافی است سری به پارک ها و محله های آلوده در شهر های مختلف بزند تا عمق فاجعه را از نزدیک مشاهده نماید و از نزدیک ببیند که چگونه نوجوانان و جوانان مستعد، در آتش این بلای خانمانسوز از بین می روند و باعثبوجود آمدن انسانهای انسان های بی تفاوت و لاقید می شود .

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

کاوه بهرامی

از اعضای جمعیت جوانان پیشرو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 2  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

اعتصاب کارگران ٤٠ کوره آجرپزی قرچک وارد ٢٦روز شد

اعتصاب گسترده هزاران کارگر در 40 کوره آجرپزی قرچک (ورامین) وارد بیست و ششمین روز خود شد.

حدود 4 هفته است که با اعتصاب بیش از 3 هزار کارگر، 40 کوره آجرپزی قرچک تعطیل شده است و کارگران خواستار افزایش قانونی حقوق برای ادامه زندگی خود هستند.

 

وضعیت وخیم بهروز جاوید تهرانی در زندان گوهر دشت کرج

بنابه گزارشات رسيده از زندان گوهرداشت کرج، بهروز جاويد طهرانی تنها زندانی بازمانده از قيام دانشجويان در 18 تبر 1378 از تاريخ 8 ارديبهشت ماه به سلولهای انفرادی بند 1 منتقل شده و در وضعیت وخیمی قرار دارد.

 

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران

روز شنبه 11 خرداد ماه دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتراض به مشکلات خود دست به تجمع اعتراضی زدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 13  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

نامه دبیر یکی از دبیرستان های آذربایجان غربی به دانش آموزان سوسیالیست تبریز

دوستان عزیز
من دبیر یکی از دبیرستانهای آذربایجان غربی هستم.اجازه بدهید به خاطر دلایلی که خود شما در سالهای بعد و پس از وارد شدن به صحنه ی ِ مبارزات عملی در دانشگاهها بیشتر با آن آشنا خواهید شد فعلا" از معرفی خود صرفنظر کنم و بپردازم به اصل مسئله:
آشنایی من با این وبلاگ توسط یکی از شاگردانم(البته از به کار بردن این کلمه معذرت می خواهم چون من و دوستانی که در کلاس من هستند از همدیگر می آموزیم و راستش را بخواهید من از آنها بیشتر می آموزم تا آنها از من ) آشنا شدم و بنا به پیشنهاد وی تصمیم گرفتم آموخته هایم را به دیگر دوستان انتقال دهم و منتظر نقد و نظرات آنها باشم. می دانیم که انسانها در هر مرحله تاریخی بدنبال ساختن تصویری کلی از جهان و مشخص کردن موقعیت خود در آن تصویر بوده اند . امری که در حال حاضر هم جریان دارد ، به قول شاعر شهیدمان خسرو گلسرخی انسانها می خواستند ببینند در کجای جهان ایستاده اند و باصطلاح زیر پایشان تا چه اندازه سفت است. به همین دلیل هر کدام به اندازه ی ِ توان عقلی و رشد ذهنی خود به فلسفه ی ِ خاصی روی آوردند . آنها قطعات این پازل را از طبیعت گرفتند و با تجربه های عملی روزانه خود شکل دادند و در کنار هم چیدند تا به آن تصویر کلی مورد نظر خود برسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت 0  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

طبق اخبار نیمه رسمی سلمان خدادادی نمایده مجلس هشتم از شهرستان ملکان به جرمی تحت عنوان «فساد اخلاقی» بازداشت شده است.دو روز پیش سایت اخبار روز بدون اعلام نام از احتمال دستگیری یک نماینده به دلیل فساد اخلاقی خبر داده بود و همین امر  صحت خبر در مورد سلمان خدادای را تا حدود زیادی تایید می کند.وی که برای چهارمین بار پیاپی به مجلس راه یافته است در انتخابات اخیر و طی جنجال های فراوان توانست سمت نمایندگی خود را برای چندمین بار تداوم بخشد.بنا بر اعلام تریبون های حکومتی در  حوزه انتخابيه ملكان ۶۳ هزار راي داده شد كه سلمان خدادادي حدود ۲۶ هزار راي و شهروز افخمي حدود ۲۲ هزار راي كسب كردند و این در حالی است که عد ه ای از طرفداران افخمی پس از اتمام انتخابات با حضور در مقابل شورای نگهبان به تقلب های صورت گرفته اعتراض کرده بودند و صحت انتخابات اين حوزه نیز هنوز به تاييد شوراي نگهبان نرسيده است.سلمان خدادای در کنار چند دوره حضور در مجلس «فرماندهی سپاه پاسداران ملکان» را نیز بر عهده داشته است و در مجلس هفتم نیز عضو کمیسیون امنیت ملی بود.در صورت تکمیل اخبار دریافتی علل کامل بازداشت وی و محتوای آنچه که «فساد اخلاقی» نامیده شده است اعلام خواهد شد.گویا یاران «سردار زارعی» دوست ندارند وی را تنها بگذارند!.

تنظیم خبر: دانش آموزان سوسیالیست تبریز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 11  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

دیشب ۲۶/۲/۱۳۸۷ ساعت ۱۰ شب یکی از اهالی شهرستان کامیاران با نام (فرزاد قیطاسی) در نزدیکی روستای کشکمیر بر اثر اصابت گلوله بدست نیروی انتظامی پاسگاه خانقا کشته شد. 

گفتنیست که فرزاد قیطاسی یک کارگر زحمتکش بوده و نیروی انتظامی بدون اینکه اول تیر هوایی شلیک کند مستقیم فرزاد را هدف گرفته است. 

http://www.jonbesh-kamyaran.blogfa.com/post-13.aspx 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 12  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

سه منبع و سه جزء مارکسيسم


آموزش مارکس خصومت و کينه عظيم تمام علم بورژوازى (چه فرمايشى و چه ليبرال) را، که به مارکسيسم بمثابه چيزى شبيه به يک "طريقت ضاله" مينگرد، در تمام جهان متمدن، عليه خود برميانگيزد. روش ديگرى هم نميتوان انتظار داشت، چه در جامعه‌اى که بناى آن بر مبارزه طبقاتى گذاشته شده است، هيچ علم اجتماعى "بى‌غرضى" نميتواند وجود داشته باشد. به هر تقدير تمام علم فرمايشى و ليبرال، مدافع بردگى مزدورى است و مارکسيسم عليه اين بردگى جنگ بى‌امانى را اعلام نموده است. انتظار اين که در جامعه بردگى مزدورى، علم بيغرض وجود داشته باشد ساده لوحى سفيهانه و در حکم اين است که مسأله مربوط به افزايش دستمزد کارگران و تقليل سود سرمايه، از کارخانه داران انتظار بى‌غرضى داشته باشيم.

ولى مطلب به اينجا خاتمه نميپذيرد. تاريخ فلسفه و تاريخ علم اجتماع با صراحت تام نشان ميدهد که در مارکسيسم چيزى شبيه به "اصول طريقتى" به مفهوم يک آموزش محدود و خشک و جامدى که دور از شاهراه تکامل تمدن جهانى بوجود آمده باشد نيست. برعکس، تمام نبوغ مارکس همانا در اين است که به پرسشهايى پاسخ ميدهد که فکر پيشرو بشر قبلا آن را طرح کرده است. آموزش مارکس بمثابه ادامه مستقيم و بلاواسطه آموزش بزرگترين نمايندگان فلسفه و علم اقتصاد و سوسياليسم بوجود آمده است.

علت قدرت بى انتهاى آموزش مارکس درستى آن است. اين آموزش کامل و موزون بوده و جهان بينى جامعى به افراد ميدهد که با هيچ خرافاتى، با هيچ ارتجاعى و با هيچ حمايتى از ستم بورژوازى آشتى پذير نيست. اين آموزش وارث بالاستحقاق بهترين انديشه‌هايى است که بشر در قرن نوزدهم بصورت فلسفه آلمان، علم اقتصاد انگلستان و سوسياليسم فرانسه بوجود آورده است.

ما روى اين سه منبع که در عين حال سه جزء مارکسيسم است اکنون مکث خواهيم کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1387ساعت 1  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

اهالي روستاي جوزجان داراب در استان فارس، دراعتراض به كمبود آب آشاميدني جاده شيراز -بندرعباس را بستند.
روز يكشنبه , بيش از 1000 تن از اهالي روستاي جوزجان شهرستان داراب در استان فارس در اعتراض به كمبود آب جاده اصلي شيراز - بندرعباس را در محل اين روستا بستند .
آنها خواستار رفع مشكل آب آشاميدني خود شدند .
تجمع كنندگان معترض ميگفتند ما آب آشاميدني نداريم ومسئولان نيز در اين خصوص هيچ گونه اقدامي انجام نداده اند ,آنها شعار ميدادند ” ما آب ميخواهيم” .
در اين هنگام نيروي انتظامي وارد صحنه شد و به سوي مردمي كه درخواستي جز آب آشاميدني نداشتند گاز اشك آور پرتاب كرد و با تيراندازي سعي در متفرق كردن آنها داشت.
تجمع كنندگان متعاقبا به سمت نيروي انتظامي سنگ و چوب پرتاب كردند . يكي از تجمع كنندگان به خبرنگار ما گفت چاه تامين كننده آب آشاميدني در روستاي جوزجان خشك شده است و نياز به احداث چاه جديد وجود دارد اما هيچ اقدامي دولت انجام نميدهد , حتي كمترين كار كه رساندن آب با تانكرميباشد را نيز انجام نميدهند .
داراب در 250 كيلومتري جنوب شرقي شيراز واقع شده است و روستاي جوزجان حدود پنج كيلومتري غرب داراب واقع شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 21  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

علیه لیبرالیسم

بهرنگ زندی


قبل از تعریف واژه و پرداختن به نقدهای که به لیبرالیسم وارد است ، نگاهی به فجایعی که لیبرالیسم در جهان معاصر به بار آورده است، ما را به این هدف بیشتر سوق میدهد که سرمایه‌داری و نظامی که بر روی آن چون علف هرزه روییده است (یعنی لیبرالیسم) نه تنها بازگرداندن جهان انسانی به انسان نیست بلکه نتیجه‌ی مستقیم آن تشدید اختلاف طبقاتی، محافظه‌کاری سیاسی، حفظ نظام موجود وخفه کردن هرگونه تحول بنیادین است. بنابراین ادعای لیبرال‌ها مبنی بر انقلابی بودن خویش ادعایی کاذب است. حال باید به تعریف لیبرالیزم و اصول آن پرداخت.
اصطلاح لیبرالیزم برگرفته از
Libber به معنای آزادی است. لیبرالیزم در قاموس سیاسی نظریه‌ای است که خواهان حفظ درجاتی از آزادی در برابر هر نهادی است که تهدید آزادی بشر باشد. لیبرالیزم در زمینه‌ی اندیشه‌ی اقتصادی، به معنای مقاومت در برابر دولت و حیات اقتصادی در برابر هر نوع انحصار و مداخله‌ی دولت در تولید و توزیع ثروت است. اصطلاح دیگری که در این رابطه وجود دارد، لیبرالیزم مذهبی است که به معنی اعتقاد هر کس در انتخاب پرستش خداوند یا بی‌ایمانی می‌باشد. لیبرالیزم از سویی به یک جریان سیاسی متعلق به بورژوازی اطلاق می‌شد که در عصر مترقی بودن آن یعنی در زمانی که سرمایه‌دار صنعتی علیه اشرافیت فئودالی مبارزه کرد و در صدد گرفتن قدرت بود، به وجود آمد و رشد کرد.
لیبرالیزم در آن زمان مدافع منافع طبقه‌ی در حال رشد و بالنده بود و آزادی از قید و بندهای اقتصادی و اجتماعی دوران فئودالیسم را طلب می‌کردند و می خواستند که قدرت مطلقه‌ی سلطنت محدود شود. در مجلس عناصر لیبرال راه یابند و حق رأی آزاد و سایر حقوق سیاسی در محدوده‌ی خاص آن دوران و به مفهوم بورژوایی آن به رسمیت شناخته شود. مفهوم لیبرالیسم به یک روش لاقیدانه و درویش‌مسلکانه در داخل حزب طبقه‌ی کارگر نسبت به دشمن طبقاتی اطلاق می‌شود. لیبرالیزم به معنای آشتی‌طلبی غیراصولی، در تضاد با مارکسیسم-لنینیسم، نرمش بجا در مقابل خطا و نادیده گرفتن نقض اصول به علل مشخصی به کار می‌رود. لیبرالیزم در واقع از نمودهای اپورتونیسم و فردگرایی است. لیبرالیزم مولف از اجزایی است که از ترکیب آن‌ها، این نظام فکری ساخته می‌شود. حال با ذکر هر یک از اجزای آن به نقد آن می‌پردازیم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 5  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

پارادوکس های نوروز

 

امین قضایی 

در استقبال دیوانه وار توده ها از سال نو پارادوکسی نهفته است. اگر آنها براستی اینچین شیفته ی نو شدن هستند چرا هر سال همان سنت های کهنه را برگزار می کنند. آنها خود ِ امر کهنه  را نو می کنند. آنها از منطق پوچ تکرار ِ زمان اسطوره ای سیراب می شوند.

انسان  ِ "سبت" دقیقا به خاطر حفظ  شش روز ِ کار  است که روز هفتم کار نمی کند. در مراسم همیشه قانون و تابو نقض می شود. این نقض  قاعده  در مراسم دقیقا تمهیدی است برای حفظ قاعده در روزهای عادی. هدیه ی نوروزی ، اصل منفعت و  مبادله را نقض می کند و این نقض سبب می شود تا مبادله به عنوان امری بدیهی در پس زمینه پذیرفته شود. مراسم نوروز نوستالوژی نسبت به جامعه پیشا طبقاتی و یا زندگی در زمان اسطوره ای و تکرارپذیر است. در مراسم چهارشنبه ی سوری ، توده ها آتش می افروزند. توده های خاموش و آتش افروزی ؟ این دقیقا همان نقض قانونی است که سبب رعایت قانون در تمامی مدت سال می شود. آیا توده ها مانند آتشفشان های همیشه خاموش ناگهان عقده ی پرومته ی خود را در چهارشنبه ی آخر سال بیدار می کنند و یا این فقط شهامت جرقه های میل است که یک روز خیابانی می شود تا برای همیشه سال در خانه باقی بماند؟ توده ها  دقیقا همان کاری را  در مراسم ها انجام می دهند که هیچ وقت انجام نمی دهند. تابو شکسته می شود ، شاه و بنده یکی می شود و جامعه طبقاتی  موقتا خود را به حالت تعلیق در می آورد تا حول این مراسم یعنی حول  این هسته های اسطوره ای و پیشا طبقاتی ، خود ِ جامعه طبقاتی شکل بگیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت 12  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

برگزاری مراسم چهارشنبه سوری در ایران

 

 

علارغم حضور گسترده ماموران بسیجی، امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی غروب روز سه شنبه 28 اسفند ماه، مراسم چهارشنبه سوری در سراسر ایران برگزار شد.

علیرغم ایجاد فضای نظامی، مراسم چهارشنبه سوری در تمامی شهرهای ایران برگزار شد و در برخی شهرها از جمله تهران، اهواز و ساری نیز درگیری های میان مردم و ماموران جمهوری اسلامی روی داد و در شهر اهواز ماموران رژیم با استفاده از گاز اشک آور به مردم حمله ور شده و شماری از جوانان را بازداشت کردند.

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت 12  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

واژه نامه سیاسی

 

 

امیر نیک آئین

 

 

حرف آ      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ       و الف

 

ب   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   پ

ت  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  ج
چ  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  د
 ر  ـــــــــــــــــــــــــــ-ــــــــ-ـــــ  ژ
 س  ــــــــــــــــــــــــــــ   ش
ص  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   ط
  ع   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   ف
  ک  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ    ل
  م   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   ن
 و
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 13  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

خصلت کمون

کارل مارکس

پيش نويس اول جنگ داخلی در فرانسه


ماشين دولتی متمرکزی که با ارگانهای فراگير و پيچيده نظامی، بوروکراتيک، روحانی و قضائی‌اش، چون مار بوآ جامعه مدنی حاضر را در چنبره خود ميگيرد (اسير ميکند)، ابتدا در دوران سلطنت مطلقه بمثابه حربه جامعه نوپای مدرن درمبارزه برای رهايی از چنگ فئوداليسم، ساخته و پرداخته شد. امتيازات تيولداری اشراف، شهرها و روحانيون قرون وسطی به متعلقات يک قدرت دولتی يگانه تبديل شدند؛ بنحوی که صاحب منصبان فئودالی جای خود را به مأمورين حقوق‌بگير دولتی دادند، سلاحها از کف مُلازِمين قرون وسطايی ملاکين و نظميه‌های شهروندان به يک ارتش دائمی انتقال يافت، و هرج و مرج بی‌قاعده و رنگارنگ قدرتهای متعارض قرون وسطائی جای خود را به طرح نظم يافته يک قدرت دولتی با تقسيم کار سيستماتيک و مبتنی بر سلسله مراتب سپرد. انقلاب اول فرانسه که وظيفه پی‌ريزی وحدت ملی (ايجاد يک ملت) را در مقابل خود داشت، ناچار بود هر استقلال محلی، منطقه‌ای، شهری و ايالتی را بکلی در هم شکند. در واقع انقلاب ناچار بود که تمرکز و سازماندهی قدرت دولتی را که سلطنت مطلقه آغاز کرده بود، تداوم بخشد، و حوزه عمل و ملحقات قدرت دولتی، تعداد ابزارها، استقلال آن را از، و حکومت ماوراء طبيعی آن را بر جامعه واقعی، آنچه که در حقيقت جانشين حکومت ماوراء طبيعی قرون وسطايی و قديسين آن ميشد، توسعه دهد. هر امر مجزا و کوچکی که روابط گروههای اجتماعی بوجود آورده بود از جامعه جدا شده، و بمثابه امر دولت، در مقابل و مستقل از جامعه تثبيت شد؛ و آنگاه تحت اداره کاهنان دولتی‌ای قرار گرفت که با سلسله مراتب دقيقا مشخص شده‌ای انجام وظيفه ميکردند.

اين غده انگلی [روئيده بر] جامعه مدنی، که خود را قرينه ايده‌آل آن قلمداد ميکرد، تحت حاکميت بناپارت اول به منتهای بلوغ خود رسيد. اعاده سلطنت و حکومت سلطنتی ژوئيه [١٨٣٠] جز تقسيم کار بيشتر چيزی بر آن نيفزود. اين تقسيم کار به همان نسبتی که تقسيم کار درون جامعه مدنی امور جديد و در نتيجه عرصه‌های جديد برای عملکرد دولت فراهم ميآورد، رشد ميکرد. جمهوری پارلمانی فرانسه و حکومتهای سراسر قاره اروپا، در جريان مبارزه‌شان عليه انقلاب ١٨٤٨، به همراه اقدامات سرکوبگرانه‌ای که در قبال جنبش توده‌ای آغاز ميکردند، الزاما ابزارهای عملکرد و تمرکز اين قدرت حکومتی را نيز تقويت مينمودند. بدينسان کليه انقلابات [معاصر]، بجای کنار زدن اين بَختَک مرگبار دستگاه دولتی، صرفا آن را کاملتر کردند. در جنگ قدرتی که بين جناحها و احزاب طبقات حاکمه در جريان بود، اشغال، تصرف، کنترل و هدايت اين دستگاه عريض و طويل حکومتی، عمده‌ترين غنيمت جنگی طرف فاتح محسوب ميشد. دستگاه دولتی، که بر محور شکل‌گيری ارتشهای دائمی بزرگ، انبوهی از انگلهای دولتی و قرضه‌های هنگفت دولتی استوار بود، در دوران سلطنت مطلقه سلاحی شد در دست جامعه مدرن در مبارزه‌اش عليه فئوداليسم؛ مبارزه‌ای که در انقلاب فرانسه به اوج پيروزی خود رسيد. و آنگاه تحت حاکميت بناپارت اول، مبدل به ابزاری گرديد که توسط آن نه فقط انقلاب و تمامی آزاديهای همگانی پايمال شد، بلکه همچنين انقلاب فرانسه توانست به خارج از مرزهايش دست بياندازد و در قاره اروپا بجای سلطنتهای فئودالی، حکومتهای کمابيش از نوع فرانسه ايجاد نمايد. در دوران اعاده سلطنت و حکومت سلطنتی ژوئيه، اين دستگاه نه تنها به ابزاری در خدمت طبقه متوسط جهت اِعمال قهریِ سلطه طبقاتيش تبديل گرديد، بلکه توسط آن و با تخصيص کليه مقامات نان و آب دار به خانواده‌های اين طبقه، استثمار ديگری به استثمار مستقيم مردم افزوده شد. و سرانجام در دوران مبارزه انقلابی‌ ١٩٤٨ بصورت........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 19  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

     

 

روز جمعه به مناسبت نوروز، خانواده های جانباختگان کشتار سال ۶۷، به همراه جمع کثیری از مردم، در گورستان خاوارن گرد هم آمدند.

حضور گسترده مردم، بخصوص جوانان، با دسته های گل، جلوه زیبای به این گلستان داده بود. مراسم با یک دقیقه سکوت و خواندن قطعه شعری بمناسبت نوروز توسط یک از اعضای خانواده جانباختگان شروع شد و پس از آن چندین تن از اعضای این خانواده ها با خواندن شعر و مقاله مراسم را ادامه دادند.

عده ای از جوانان که از اعضای همین خانواده ها بودند، قطعات موسیقی زیبای نواختند و ترانه هائی به یاد آن عزیزان، که کمتر خاطره ای از آنها به ذهنشان مانده است، سرودند. فرزندان جانباختگان، با حضور فعال در گلزار، تمام لحطات در تلاش و تکاپو بودند تا این مراسم به نحو پسندیده ای برگزار شود. آنان با دقت، ظرافت و وسواس خاصی، گل و سبزه بر خاک می افشاندند و می نشاندند.

چندین مقاله و شعر خوانده شد و در پایان مراسم، به رسم همیشه، همگی با خواندن سرود، سرتاسر خاوران را، آنجائی که دلبندانشان آرامیده اند، گل باران کردند. حضور مادرانی که توسط نوه های خود کمک می شدند، تا بتوانند این مسیر را طی کنند، آمیخته از غرور و صلابت و پایمردی بود. آخر آنان برای حفظ این خاک مرارتها کشیده اند. خواهر یکی از این جانباختگان قطعه زیر را به مناسبت این روز در مراسم سروده است.

به مناسبت بیستمین نوروز:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 22  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

"چند سال پيش كتابي از مارشال برمن به نام تجربه مدرنيته در ايران منتشر شد كه تصوير متفاوتي از ماركس ارائه مي داد.ماركسي كه تاملاتش در باب دنياي مدرن هنوز الهام بخش است.اين واكنش بخشي از واكنش دنياي فكري پس از جنگ سرد به ماركس را نشان مي داد.اما باي ما كه ماركس را با كتاب هاي جلد سفيد شناخته ايم(به همت حزب توده!) اين تصوير جدد شايد چندان قابل هضم نبود.نشانه اش آنكهپس از گذران يك موج پست مدرنيسم و ساختارشكني پرچم هاي سرخ بار ديگر در دانشگاه ها به احتزاز در آمد." [1]

ليبراليسم نسبت به حضور دوباره نيروهاي چپ در دانشگاه واكنشي هيستريك از خود نشان داد.گويي ليبراليسم با امري غير منتظره روبرو شده و گيج و مبهوت از اينكه دوباره دشمن قديمي-كه به خيال خودش به تاريخ پيوسته بود-موي دماغش شده،به دنبال دفع فتنه است.ليبراليسم نيروهايش را بسيج مي كند.صف تئوريسين هاي مزد بگير،از محمد قوجاني-طرفدار پروپاقرص  سابق آزادي بيان و انديشه و جامعه چند صدايي-تا بابك احمدي-روشنفكر ژرف انديشي كه با مصلحت انديشي هايش همواره راه درست را نشان داده-پيوندي مقدس با حاكميت براي سركوب اين"خدانشناسان"برقرار مي كنند تا براي لحظاتي همگانچشمان خود را ببندند،شعار آزادي بيان و اديشه را فراموش كنند،تا نداي منحوس آزادي خواهي و برابري طلبي خفه شود.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 9  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

 

کوبا٬ سوسیالیسم یا عوام‌گرایی؟

امید فرامرزی

 فیدل کاسترو٬ رهبر ۸۱ ساله‌ی کوبا٬ پس از ۴۹ سال حکومت بر کوبا٬ سرانجام از قدرت کناره‌گیری کرد. کاسترو که در واقع آخرین بازمانده‌ی حکومت‌های ملی‌گرایی است که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی به قدرت رسیدند٬ اکنون قدرت را به برادر کوچک‌تر خود رائول می‌سپارد٬ که به زعم برخی از افراد طولانی‌ترین دوران کارآموزی را به عنوان فرد دوم قدرت در حکومت فیدل طی کرده است.

حکومت کاسترو همواره محل مناقشات بسیاری چه در میان گرایشهای لیبرال و چه در میان گرایشهای چپ بوده است. در حالی که برخی از نیروهای چپ حکومت کاسترو را به علت امکانات اجتماعی گسترده همچون بهداشت و تحصیل رایگان که قابل مقایسه با کشورهای اروپایی است از یک طرف و به واسطه‌ی تضاد همیشگی با امپریالیسم آمریکا از طرف دیگر٬ نمادی از سوسیالیسم می‌دانند٬ اکثر گرایش‌های راست و لیبرال با تکیه بر چند نکته‌ی منفی مانند رقم بالای زندانیان سیاسی (که البته شامل بسیاری از نیروهای مارکسیست و حتی همرزمان سابق کاسترو نیز می باشد) و حکومت بلند مدت کاسترو و تمرکز قدرت در دست او٬ حکومت این کشور را نماد آشکاری از دیکتاتوری می‌دانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 11  توسط دانشجویان سوسیالیست  | 

برای یک استراتژی رهایی

  

  سمیرامین  

 نسخه PDF

برگردان : ب. کیوان

 ۱- سه تضاد اساسی سرمایه داری

    سیستم اقتصادی و اجتماعی مدرن از همان آغاز با تضادهایی روبرو بود که هرگز موفق به از بین بردن آن ها نشده است. برعکس، این تضادها همواره پا به پای کامیابی های سرمایه داری در عرصه توسعه به تدریج عمیق شده است. نرمش پذیری، یعنی سازگاری سرمایه داری با ابتکار اجتماعی روایت هایی که گاه حتی به عنوان بدیل منطق اش مطرح شده اند، به آن امکان داده است، بر بحران هایی که موجب انفجار تضادهای اش می شود، غلبه کند. با این همه، این راه حل های جزیی بکار رفته در پاسخ به تعارض ها در درازمدت همواره بر شدت تضادهای خاص سرمایه داری افزوده است.

    منطقی که در چارچوب آن انباشت سرمایه توسعه می یابد در سه زمینه با منافع اساسی اجتماعی اکثریت بشریت برخورد می کند.

   از نخستین تضادها، تضادی است که ضرورت های اجتناب ناپذیر در زمینه اطاعت زحمتکشان که سودآوری آن را تحمیل می کند و آرزوی زحمتکشان استوار بر اربابان سرنوشت بشری خویش بودن را در برابر هم قرار می دهد. زحمتکشان و خلق ها با مبارزه های خود سازگاری سرمایه داری با منطق ویژه منافع اجتماعی شان را که با نفع سرمایه در تضاد است، در سطحی دوگانه تحمیل کرده اند. در سطح توزیع ثمره های رشد اقتصادی، رشد مزدهای فردی و جمعی پا به پای رشد بهره وری کار خود را تحمیل می کند. با رشد اصول دموکراسی کاربُرد آن ها در قلمرو اجتماعی که از ابتدا برای آن ها اختصاص نیافته بود، اعتلاء می یابد. پاسخ های دموکراتیک و اصلاح گرایانه اجتماعی به مصاف - که محصول طبیعی منطق توسعه سرمایه داری نیستند، بلکه برعکس به این منطق تحمیل شده اند - دور از تنظیم قطعی مسئله رادیکال بودن آن را عمیق کرده اند. خلق ها از این پس به بهبود شرایط مادی و احترام به حقوق بشر تمایل بیشتری دارند. آن ها در این تلاش اند که اربابان جامعه خود باشند. به بیان دیگر خود را از خود بیگانگی اساسی اقتصادی که در آن گرفتارند، برهانند؛ با این همه، بدون این از خودبیگانگی، سرمایه داری قادر به عمل کردن نیست. در حقیقت، سنجه ها و مرجع ها مانند عقلانیت اقتصادی فقط در صورتی معنای تئوریک و پراتیک پیدا می کند که جامعه از حیث اقتصادی (به معنایی که مارکس به مفهوم از خودبیگانگی (آلینا سیون) داد از خود بیگانه شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 13  توسط دانشجویان سوسیالیست  |